توقف تعاملات بانک هاي ترکيه با ايران

روزنامه مردمسالاری نوشت:

رئيس هيات مديره بانک ملت در ترکيه در گفت وگو با رويترز اعلام کرد بسياري از بانک هاي ترکيه که داراي روابط گسترده اي با اتحاديه اروپا و آمريکا هستند ، تعاملات مالي و بازرگاني خود را با ايران متوقف کرده اند. يونس هرمزي دليل اين اقدام را تحريم هاي شوراي امنيت عليه ايران اعلام کرد.

به گزارش افکار نيوز، وي اضافه کرد: شماري از تعاملات با بانک هاي ترکيه، متوقف شده اند. هرمزي افزود: بانک ملت به دنبال تعامل با بانک هاي جديدي در ترکيه است اما همچنان منتظر پاسخ آنهاست. اين مقام بانک ملت در ترکيه تاکيد کرد: بازرگانان مي توانند معاملات خود را ادامه دهند .

مشکل بزرگي که با آن روبه رو شده ايم عدم توانايي انتقال مبالغ مالي از ايران به کشورهاي اروپايي براي رفع نيازمندي به يورو است. وي گفت: بانک هاي ترکيه به مانند بانک هاي واسطه براي مبادله ارز عمل مي کنند. ما پيشنهاد مي کنيم که ريال ايران را به جاي يورو با ليره ترکيه مبادله کنيم. پيش بيني مي کنيم که تعاملات تجاري (ميان ايران و ترکيه) توسط ارزهاي ريال ايران و ليره ترکيه انجام شوند.

نقل از : بازتاب

مديريت علوي نياز عصر جديد

مديريت در جهان از عظيم‌ترين و باارزش‌ترين سرمايه‌ها و ارکان هر جامعه محسوب مى‌شود. بنابراين پرورش و آموزش مديرانى کارآمد، فعال و خلاق در تمام سطوح جامعه يکى از وظايف جوامع بشرى است. زمانى مى‌تواند يک جامعه به سوى تکامل پيش رود که مديران لايق و کاردان در آن به فعاليت مشغول باشند. هرگز نمى‌توان بدون وجود سياستمداران، برنامه‌ريزان و مديران آگاه و توانمند به توسعه مطلوب دست يافت. امروزه مديران بايد به حکم ضرورت از آخرين يافته‌هاى علمى اطلاعات کافى داشته باشند. اگر مديران افرادى ناآگاه يا بى‌اطلاع و غيرخلاق باشند جامعه را به سوى تباهى سوق خواهند داد. به گفته مولاى متقيان در نهج‌البلاغه “اينان محور مرکزي، نگه‌دارنده سنگ آسيا و عمود برپا دارنده خيمه زندگى اجتماعى‌اند.”

تعريف مديريت

مديريت همانند عشق و زيبايى مقوله‌اى است که هرکس وجود آن را درک مى‌کند اما نمى‌تواند آن را تعريف کند. تعريف مدير دشوار است اما وقتى آن را ببينيد، مى‌شناسيد. مديريت مقوله‌اى است در علم جامعه‌شناسى که بيشترين مطالعات روى آن انجام شده و کمترين درک از آن وجود دارد. در اين زمينه مى‌توان چهار راهبرد يا چهار شاخص يا چهار نوع مهارت انسانى مشترک در مديران را تعريف کرد؛
1- مديريت متمرکز بر هدف و داراى چشم‌انداز راهگشا
2- مديريت معنابخشى و جهت‌دهى به چشم‌انداز
3- مديريت اعتماد و اعتمادسازي
4- مديريت خويشتن و جستجو براى آگاهى و عزت‌نفس

مديريت مولاى متقيان علي(ع)

مولاى بزرگ عالم بشريت علي(ع) ضمن انتصاب مالک اشتر به ولايت مصر، فرمانى به ايشان عطا نمودند که طى آن وظايف يک مدير را براى ايجاد محيطى سالم کاملا مشخص فرمودند که رعايت اصول آن مى‌تواند در تمامى زمان‌ها ايجاد بهداشت روانى يا “بهره‌وري”‌ مفيد را در پى داشته باشد.
در اينجا به جملاتى از اين بزرگوار اشاره مى‌شود؛

1-ارزشيابى موقعيت حال و گذشته

در ابتدا ايشان توجه مديران را به ارزشيابى موقعيت و وضعيت حال و گذشته محلى که مسئوليت رهبرى آن به عهده‌شان گذاشته مى‌شود جلب مى‌نمايد؛
“اى مالک بدان من تو را به شهرهايى مى‌فرستم که دست خوش دگرگونى‌ها شده است گاهى بر مردم عدل و داد جارى شده و گاهى ظلم.”

2- توجه به نظرات افراد تحت نظارت

توجه ايشان به نظريات و ديدگاه‌هاى افراد تحت نظارت از ديگر امور مربوط به مديريت است؛
“و مردم در کارهاى تو نگاه مى‌کنند همان‌طور که تو در کارهاى مسئولان قبل از خود مى‌نگري.”

3- توجه به قضاوت‌هاى افراد تحت نظارت

ايشان به نقش واهميت قضاوت‌هاى افراد تحت نظارت تا حدى که رضاى خداوند بستگى زيادى به رضايت خلق او دارد توجه دارند؛
“و مردم درباره تو آن مى‌گويند که تو درباره آنان مى‌گويى و به درستى که صالحين و نيکوکاران به آنچه خداوند بر زبان بندگانش جارى مى‌نمايد شناخته مى‌شوند.”

4- خودسازى و جهاد اکبر

اشاره بعدى ايشان به اهميت دادن يک مدير سازنده و موفق به جهاد اکبر، خودسازى عمل صالح و در اختيار گرفتن هواهاى نفسانى است؛
“پس بهترين ذخيره خود را عمل صالح بدان، هواى نفس خويش را در اختيار گير و بر نفس خود بخيل باش در آنچه براى تو حلال نيست زمام آن را کنترل کن.”

5-عشق و محبت و رافت بر افراد تحت نظارت

يک مدير بايد قلبش مملو از محبت و عشق ورافت به افراد تحت نظارت خود باشد؛
“قلب خود را از مهربانى و محبت بر زيردستان و دوستى ورزيدن با آنان و لطف و مهربانى کردن با همگان سرشار ساز.”

6- عدم ترور شخصيت و انتقام‌جويى از افراد تحت نظارت

هدف يک مدير در هيچ شرايطى نبايد انتقام‌جويي، ترور شخصيت و سرکوبى افراد تحت نظر باشد؛
“مانند جانور درنده‌خو نباش که خوردن(نابودن کردن) ايشان را چون شکارى غنيمت شمارى زيرا مردم دو دسته‌اند: دسته‌اى برادر دينى تو هستند و دسته ديگر در آفرينش با تو همسان‌اند.”

7-داشتن گذشت واغماض و تعامل

گذشت داشتن و روحيه اغماض و عفو بايد يکى از صفات بارز مديريت باشد؛
“اگر گناهى از آنان سرزد يا علت‌هايى بر آنان عارض شود و به نحو عمد يا سهو خطايى از دست آنان سرزند از خطا و گناهش درگذر، همان‌طور که تو دوست دارى خدا تو را ببخشد و گناهت و خطايت را عفو کند، چون تو مافوق آنانى و آن که بر تو ولايت دارد از تو برتر است و خدا از آن که تو را ولايت داد نيز بالاتر است.”

8- توجه به حق تعالى در کليه لحظات

يک مدير بايد هر لحظه خود را در محضر خدا بداند تا ضمن استفاده مفيد از تمامى لحظات خود صبر و استقامت در کار را پيشه سازد؛
“خداوند انجام امورآنان را از تو خواسته و آنان را وسيله آزمايش تو قرارداده.”

9- عطوفت با افراد تحت نظارت

ايشان کم صبرى و عدم گذشت با افراد تحت نظارت را تا حد محاربه با خداوند سبحان جرم و گناه دانسته و بر عطوفت بر مردم تاکيد فرموده‌اند؛
“و خود را آماده جنگ با خدا مکن چون از کيفر او در امان‌ نخواهى بود و در عفو و بخشش از او بى‌نياز نخواهى بود.”

10- تصميم‌گيرى با تعمق

تاکيد بر تصميم‌گيرى با تعمق و عدم شتاب‌زدگى بخصوص در هنگام خشم که از آفات بزرگ موفقيت در امر مديريت است؛
“به بخشش پشيمان مشو و بر کيفر و عقوبت مردم شادى مکن. به خشمى که مى‌توانى خود را از آن برهانى شتاب مکن.”

11- نفى شيوه ديکتاتوري

مديريت مبتنى برزور و فشار ومديريت فرعون‌گونه از ديدگاه امير مومنان(ع) به کلى نفى شده و مديريتى مقبول است که مبتنى بر تسلط بر قلب‌ها باشد. روشى که کرامت انسان رادرراس قرار مى‌دهد و معتقد است اصل انسان است و سود و بهره‌ورى فرع اوست. روشى که پيامبر اعظم (ص) و معصومين پيرو آن بودند نه مديريت با روش فرعونى که از روش تحقير و ارعاب استفاده مى‌کرد و موفق هم بود چرا که مردم او را اطاعت مى‌کردند. ولى کسانى که به اين روش تن در مى‌دهند از کرامت انسانى خود خارج مى‌شوند و کسى که از محتواى انسانى خود خارج شود فاسق است. اگر ما در مديريت، کرامت انسان‌ها را بشکنيم ممکن است به هر گناهى تن در دهند و اين بدترين روش اعمال قدرت است؛
“و مگو به من امر شده و من نيز امر مى‌نمايم و اطاعت بى‌چون وچرا مى‌کنم و بايد اطاعت امرم بشود چون اين کار باعث مى‌شود اولا دل خودت سياه شود، ثانيا دين را تباه کني، ثالثا اوضاع دگرگون شده باعث نزديکى بلا و آفت شود.”

12-انتقادپذيرى و عدم خودبزرگ‌بيني

مبارزه با غرور و خودبزرگ بينى نيز از مسائل مهم در امر اداره امور است چرا که اين امر سبب مى‌شود مدير نتواند به نواقص کار خود پى ببرد؛
“وهرگاه از قدرتى که دارى کبر و نخوتى در تو پديد آيد که خود را بزرگ بشماري، بزرگى حکومت خد راا که برتر از توست نگاه کن”.
“ و نگاه کن بر قدرتى که او بر تو دارد و تو آن قدرت را ندارى واين چنين نگريستن سرکشى وغرور تو را مى‌خواباند.”

13- عدل و داد و ميانه‌روى در امور

رعايت در برقرارى عدل و داد وانجام امور مطابق دستورات الهى با ميانه‌روى و در نظر داشتن رضايت مردم نيز از ديگر وظايف مديريت است؛
“و بايد از کارها آن را بيشتر دوست داشته باشى که ميانه‌روى در حق باشد (نه افراط و تفريط) و فراگيرتر در عدل وباعث رضايت مردم و رعيت باشد.”
“چون نارضايتى عموم مردم خشنودى افراد خاص را بى‌اثر مى‌کند و خشم افراد خاص به خشنودى عامه مردم زيانى نمى‌رساند.”
از بيانات آن امام بزرگوار مى‌توان چنين استفاده کرد که آنچه از نظر ايشان در درجه اول اهميت قراردارد حفظ بهداشت روانى جامعه است و اين امر امکان پذير نيست مگر اينکه مديرانى آگاه، ثمربخش و موفق امور را در دست گرفته جامعه را در راستاى اين اهداف متعالى سوق دهند.

عليرضا زکى‌زاده – روزنامه رسالت – شماره 62

نقل از: نور پرتال

استرس شغلي و مديريت آن

در دهه اخير موضوع استرس و آثار آن در سازمانها مورد توجه بسيار واقع گرديده است اگر چه در علم پزشكي مساله فشار عصبي و علل و عوارض آن مدتهاست مورد بررسي و تحقيق قرار دارد اما باب اين بحث در رفتار سازماني تازه گشوده شده است.

عليرغم اين نظر كه استرسهاي مفيد نيز وجود دارد و مقداري از فشارهاي عصبي براي ايجاد تحرك و تلاش در انسان ضروري است ،زماني كه بحث استرس مطرح مي شود بيشتر به عوارض و ضايعات آن توجه شده  واسترس مضر و مخل مد نظر قرار نمي گيرد.به هرحال استرس اثرات فراواني بر عملكرد و فعاليتهاي اعضاي سازمان دارد. مديران،كاركنان و ارباب رجوع سازمان تحت تاثير فشارهاي عصبي دچار حالات رواني خاصي مي شوند و دست به اعمالي مي زنند كه مستقيما در باز دهي سازمان منعكس مي گردد.فشارهاي عصبي داراي آثار جسماني نيز هست و از اين طريق هم به سازمان لطمات شديدي مي آورد. استرسهاي حاد نيروي انساني سازمان را هم ضايع مي كند  و هدف سازمان را دستخوش تزلزل مي سازد. (سيد مهدي الواني، مديريت عمومي)

عده اي از صاحبنظران رفتار سازماني استرس را بيماري شايع قرن نامگذاري كرده اند.شايد هم به راستي دوران ما عصراسترس و فشارهاي عصبي است ،دوره اي كه در آن انسان بيش از هر زمان ديگري در معرض عوامل موجد استرس قرار گرفته ودر چنين جهان پر هياهويي چگونه مي توان از استرس اجتناب كرد يا به مصاف و مقابله پرداخت؟عوامل موجد استرس چيست و چگونه مي توان آن را مديريت كرد؟

 ترجمه و اقتباس: حسين اكبري ديزگاه

متن کامل مقاله در ادامه مطلب

ادامه نوشته

اختلاس 2 میلیاردی کارمند بانک در مشهد

کارمند یکی از بانک های مشهد به اتهام اختلاس دستگیر شد.

 به گزارش واحد مرکزی خبر، این فرد که کارمند یکی از شعب بانک تجارت مشهد است ، به اتهام 2 میلیارد ریال اختلاس با تشکیل پرونده به مقام قضایی تحویل شد.

مأموران اداره مبارزه با جرائم اقتصادی پلیس آگاهی خراسان رضوی این کارمند متخلف را در پی شکایت رئیس این شعبه بانکی دستگیر کردند.

نقل از : تابناک